ضریح قدیمی
هر چیزی که رنگی و نسبتی با محبوب داشته باشد حبیب میشود، آبرومند، دوستداشتنی و شایسته احترام و حتی بوسیدنی!
ضریحی که عمری همدم و همنفس و همآغوش حضرت حسین بوده است چرا چنین نباشد؟
اکنون که این ضریح قدیمی، فارغ التحصیلی رشته خادمی ارباب در دانشگاه کربلا را تجربه کرده و مفتخر به نشان پیرغلامی شده است، به رسم ادب و احترام و به عشق اربابش از سیر و سلوک و حالاتش مینویسیم.
مینویسیم از شکوه و هیمنه و افتخارات همراهیاش با حسین علیهالسلام و خاطراتی از اصحاب او – سعیدبنعبدالله و جَون و حبیب و...- در هوای همین صفحات و نیز بیان چندی از آداب زیارت و حتی پاسخ به شبهات وهابیت کجاندیش، تا بهتر و راحتتر حسین را تماشا کنیم.
باشد تا در کنار ضریح حسین علیهالسلام نگاه و ادراکی دیگر بیابیم و به برکت این بارقهها زیارتمان رنگی از شعور گیرد و جنسی از معرفت، که "من زار عارفا..."
ضریح قدیمی نیز محملی برای اندیشیدن خواهد شد اگر...
***************************
با اشک شوق التماس کن حضرت حسین را
ضریح قدیمیاش را آقامنشانه فرستاد تا برود...
آنچنان که اصحاب باوفایش را نیز شب و روز عاشورا دعوت به رفتن کرد: نافعبنهلال را، جَون را و همه یاران دیگرش را، و آنها التماسکنان خود را به پای حسین انداختند...
"حسین! ما را دور نینداز!"
*********************
ضریح قدیمی نشان پیرغلامی گرفت و فارغالتحصیل کلاس عاشورا شد.
چه عاقبت خوشی!
و امروز نوبت ضریح جدید است برای خدمت حسین.
"هر کسی پنج روزه نوبت اوست"
تو نیز آماده باش
بسم الله!
...
***************************