خادم ارباب

بسم رب الحسین
انشاالله این وبلاگ به معرفی مجموعه کتاب های عاشورایی زیر خیمه حسین خواهد پرداخت.
از همه خادمین ارباب برای معرفی این کتاب ها دعوت به عمل می آوریم.
آثار منتشر شده:
مجموعه کتاب‌های زیر خیمه حسین در 11جلد
جلد اول: سه دقیقه در مقتل گم‌نامی
جلد دوم: تا خدمت حسین علیه‌السلام
جلد سوم: ولعن‌الله شمرا
جلد چهارم: رفاقت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد پنجم: رقابت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد ششم: وفا به رنگ کربلا
جلد هفتم: 18 ثانیه با کوثر
جلد هشتم: امام رضا علیه‌السلام، شهید راه علم
جلد نهم: دعوا سر اولویت است
جلد دهم: راه عباس شدن
جلد یازدهم: راز دیدار علم
باغ سیب (سبک زندگی عاشورایی در 6 جلد|موردکاوی اصحاب)
عرشه خدا (سفرکربلا، پیاده‌روی اربعین، اردوهای جهادی)
ضریح قدیمی
آبروی علم(بررسی خطبه ی امام حسین در صحرای منی)
خادم ارباب کیست؟(بایسته‌های خادمی،کلاس حضرت جون)
روضه‌های ناشناخته کربلا (نخستین مقتل مدیریتی)
الی الحبیب (سرمشق‌هایی برای حبیب شدن)
توجیه المسائل کربلا (بهانه‌هایی برای با حسین نبودن!)
تا دانشگاه هویزه(آن‌چه مسئولان و برگزارکنندگان اردوها باید بدانند)

برای تهیه کتاب ها می توانید با شماره 09138500419 تماس بگیرید.
بایگانی

 

چرا امام حسین (علیه السلام) ؟

قلمرو پیام نهضت حسینی محدود نیست؛ بلکه مخاطب اصیل آن، انسان است و مؤیّد آن، سخن وجود مبارک رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که «حسین منّى و أنا من حسین»[1]؛ «حسین (علیه‏السلام) از من است و من از او هستم». درست است که حسین بن علی (علیه‏السلام) نوه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، ولی آن حضرت نوه‏های دیگری هم داشته‏اند که درباره آن‏ها چنین تعبیری نفرمودند. بنابراین، سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به این معناست که کیان دین و نبوّت و رسالت من با قیام حسین (علیه‏السلام) زنده است. از این‏رو، پیام نهضت حسینی تا شعاع رسالت و نبوّت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نفوذ دارد.[شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی -  صفحه 84]

پس اگر تعبیر حسین منی و انا من حسین  رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) را  یک تعبیر ذوقی ندانیم  به همان نسبت بعثت بدون وحی حضرت اباعبدالله  (علیه السلام) هم تعبیر ذوقی نخواهد بود.

کدام حسین ؟؟

سالار شهیدان حسین‏بن علی(علیهماالسلام) همانند قرآن کریم در چهره‏های گوناگون برای مردم جهان درخشید: برای عارفان در چهره دعای عرفه، برای زمامدارانِ حامیِ قسط و عدل و حامی مستضعفان و محرومان در چهره نهضت و قیام علیه طغیانگری امویان، برای پرهیزکاران و زاهدان در چهره تارک دنیا و برای دیگران در چهره‏های دیگر....[حماسه و عرفان -  صفحه 229]

جایگاه امام حسین(علیه السلام)  در عوالم وجود و حقیقت نوری ایشان را بزرگانی چون شیخ جعفر شوشتری در کتاب شریف الخصائص الحسینیه  شرح داده اند که درک آنها نیازمند معرفتی عمیق تر و دلی خالص تر است.اما آنچه ما به عنوان دلایل خود برمی شماریم عبارتند از :

1-نه تنها ابعاد  حادثه عظیم عاشورا و حرکت امام حسین(علیه السلام) تحلیل و تبیین نشده است بلکه  توصیف  هم نشده است .البته این مظلومیت  منحصر به امام حسین علیه السلام و سیره ایشان نیست.

2-درس  ها وعبرت های عاشورا به اذعان دوست و دشمن، مسلمان وغیرمسلمان ، در دوران معاصر هم  موثرترین جریانات تاریخ را  ایجاد،رهبری و هدایت کرده است که مهمترین آن  انقلاب اسلامی خودمان است.

3-آموزه های نهضت حسینی میانبر های ما برای حرکت در نهضت تولید علم است.حالا این که چگونه ؟ خود سوال مجزایی است.

4-امروز در بحث های علمی نظریه ها زیادند  اما  امام حسین  (علیه السلام) ساحت نظر وعمل را به یکدیگر پیوند زدند.

5-نسخه  های کربلایی ، نسخه های بین المللی است به تعبیر بهتر برای  درمان درد های انسان به عنوان خلیفه الهی در مسیر قرب الی الله  داروی امتحان شده دارد.

6-کاروان حسینی، بهترین الگو و نمونه است که تکمیل است از کودک شش ماهه تا  جوانی همچون علی اکبر(علیه السلام)  و ابوالفضل العباس(علیه السلام)  از بنی هاشم  و از طرف دیگر  غلام سیاه،حبیب هفتاد هشتاد ساله در این کاروان حضور دارند.ضمن اینکه زنان در این حادثه ،وارث نهضت حضرت سید الشهدا (علیه السلام) هستند.

7-شعار  حضرت ولی عصر(ارواحنا وارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) و یاران ایشان هم  یا لثارات الحسین است.به عبارت بهتر گفتمان ظهور هم  حضرت اباعبدالله  (علیه السلام) است.

8-امام حسین علیه السلام وارث همه انبیا هستند.

9-در حادثه عاشورا تمام باطل در مقابل تمام حق قرار گرفت .

10-پیوند  عقل با احساسات صادق در بالاترین  حد  در کربلا.(احساسات در اینجا همان مقدار برای انسان کارگشای حقیقت است که منطق و عقل(امام حسین  (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت،ص488))

11-همه چهارده معصوم دستور به زنده نگه داشتن و یاد حضرت اباعبدالله (علیه السلام) داده اند و حتی بعضی از این بزرگواران مثل امام باقر(علیه السلام)  ده سال در منا  روضه خوانی به پا کنند.

12-تعبیر ثارالله را فقط برای امام حسین (علیه السلام)و امام علی(علیه السلام) داریم .(السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره)

13-آنچه بشر به آن احتیاج دارد آرامش کربلایی  است.امام حسین(علیه السلام) بود که نشان داد با آن همه مصائب و تحمل آن سختی های طاقت فرسا چگونه می توان آرامش بر گرفته از توکل به رضای حق را حفظ کرد.

14-جمع کردن حماسه وعرفان (کتاب حماسه وعرفان حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله ))

 

بیانات حضرت آقا(مدظله العالی):

کربلا الگوى‏ همیشگى‏ ماست‏.(10/ 04/ 1371)

 حسینى باشید و حسینى بمانید. خودتان را در میدان حسینى پرورش و رشد دهید و بدانید که طریق‏ سعادت‏ دنیا و آخرت همین است و خداى متعال، به شما کمک خواهد کرد.(17/8/1374)

از جنبه‏ى معارف نیز، آن بزرگوار و این اسم شریف- که اشاره به آن مسمّاى عظیم القدر است- همین‏گونه است. عزیزترین معارف و راقى‏ترین مطالب معرفتى، در کلمات این بزرگوار است. همین دعاى امام حسین در روز عرفه را که شما نگاه کنید، خواهید دید حقیقتاً مثل زبور اهل بیت، پر از نغمه‏هاى شیوا و عشق و شور معرفتى است. حتى بعضى از دعاهاى امام سجّاد را که انسان مى‏بیند و مقایسه مى‏کند، گویا که دعاى این پسر، شرح و توضیح و بیانِ متن دعاى پدر است؛ یعنى آن اصل است و این فرع. دعاى عجیب و شریف عرفه و کلمات این بزرگوار در حول‏وحوش عاشورا و خطبه‏هایش در غیر عاشورا، معنا و روح عجیبى دارد و بحر زخّارى‏ از معارف عالى و رقیق و حقایق ملکوتى است که در آثار اهل بیت علیهم‏السّلام کم‏نظیر است.از جنبه‏ى تاریخى هم، این نام و خصوصیّت و شخصیّت، یک مقطع تاریخى و یک کتاب تاریخ است. البته، به معناى تاریخ ساده و گزاره‏ى ماوقع نیست؛ بلکه به معناى تفسیر و تبیین تاریخ و درس حقایق تاریخى است. ( 05/ 10/ 1374)

تنها علاج امروز دنیا  این است که درس حسین بن علی (علیهماالسلام)را بفهمند و به آن عمل کنند.

اساس دین با عاشورا پیوند خورده است و به برکت عاشورا هم باقی مانده است.(26/3/1372)

یعنى همان هدفى که در کلمات خود آن بزرگوار هست که: «و انى لم أخرج اشراً و لا بطرا و لا ظالماً و لا مفسداً، و انّما خرجت لطلب الاصلاح فی أمّة جدّى» (34)، بیان شود. این، یک سرفصل است. عباراتى از قبیل «ایها النّاس، انّ رسول اللّه، صلّى الله علیه و آله و سلّم، قال: من رأى سلطاناً جائراً، مستحلًّا لحرم الله، ناکثاً لعهد الله ...، فلم یغیّر علیه بفعل و لا قول، کان حقاً على الله ان یدخله مدخله» (35) و «من کان باذلًا فینا مهجته و موطّناً على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا» (36)، هرکدامْ یک درس و سرفصلند.

بحثِ لقاء للّه و ملاقات با خداست. هدف آفرینش بشر و هدفِ «انّک کادحٌ الى ربّک کدحاً» (37)- همه‏ى این تلاشها و زحمتها- همین است که «فملاقیه»: ملاقات کند. اگر کسى موطّن‏ در لقاء للّه است و بر لقاء للّه توطین نفس کرده است، «فلیرحل معنا»: باید با حسین راه بیفتد. نمى‏شود توى خانه نشست. نمى‏شود به دنیا و تمتّعات دنیا چسبید و از راه حسین غافل شد. باید راه بیفتیم. این راه افتادن از درون و از نفس ما، با تهذیب نفس شروع مى‏شود و به سطح جامعه و جهان مى‏کشد. اگر همه‏ى ما عاشورایى باشیم، حرکت دنیا به سمت صلاح، سریع، و زمینه‏ى ظهور ولى‏ مطلقِ حق، فراهم خواهد شد.( بیانات در دیدار روحانیون و وعّاظ، در آستانه‏ى ماه محرم‏03/ 03/ 1374)

...................

متن کامل این سخنرانی

اگرچه در باب محرّم و عاشورا و آثار این پدیده‏ى عظیمْ صحبتها و افادات ارزشمندى شده است و همه شنیده‏ایم و استفاده کرده‏ایم؛ لکن هرچه زمان مى‏گذرد، احساس مى‏شود که چهره‏ى بى‏زوال این خورشید منوّر- که مى‏شود آن را به «خورشید شهادت»، «خورشید جهاد مظلومانه و غریبانه» تعبیر کرد که به وسیله حسین بن على علیه‏السّلام و یارانش برافروخته شد- بیشتر آشکار مى‏گردد و برکات عاشورا بیشتر معلوم مى‏شود. از همان روز اوّلى که این حادثه اتّفاق افتاد، تأثیرات بنیانى آن، بتدریج معلوم شد. از همان روزها، عدّه‏اى احساس کردند که وظایفى دارند. ماجراى «توّابین» پیش آمد. قضایاى مبارزات طولانى بنى هاشم و بنى الحسن علیهم الصّلاة و السّلام پیش آمد. بعد، حتّى نهضت بنى عبّاس که علیه بنى امیّه به‏پاخاست، در اواسط قرن دوم هجرى، در همه‏ى اطراف عالم اسلام آن روز، بخصوص در ایران و شرق ایران- خراسان- و غیره، با فرستادن دُعاتى، زمینه را براى ازاله‏ى حکومت ظالم، مستکبر و نژادپرست اموى، فراهم کردند. حتّى نهضت عبّاسیان هم که بالاخره به پیروزى رسید، با نام حسین بن على علیه‏السّلام شروع شد.

اگر تاریخ را نگاه کنید، مشاهده خواهید کرد که دُعات بنى عبّاس، وقتى به اطراف عالم اسلام مى‏رفتند، از خون حسین بن على علیه‏السّلام و شهادت آن بزرگوار و انتقام خون فرزند پیغمبر و جگر گوشه فاطمه‏ى زهرا علیها سلام، مایه مى‏گرفتند تا بتوانند تبلیغات خودشان را به راه بیندازند. مردم هم قبول مى‏کردند. حتّى- آن‏طور که در ذهنم هست- لباس سیاهى که شعار بنى عبّاس بود، به عنوان لباس عزاى امام حسین انتخاب شد و بعدها هم در زمان حکومت پانصدساله‏ى بنى عبّاس، همواره لباس رسمى آن‏ها، لباس سیاه بود. لباس سیاه، براى اوّلین بار به مناسبت عزادارى امام حسین استفاده شد. آن‏ها مى‏گفتند: «هذا حداد آل محمّد» صلّى الله علیه و آله. یعنى این لباس عزاى ذریّه‏ى پیغمبر است. این‏گونه شروع کردند و آن تحوّل را به راه انداختند. البته منحرف شدند و خود آن‏ها هم دنباله‏ى کار بنى امیّه را پیش بردند.

این‏ها تأثیرات عاشورایى است. در طول زمان نیز همین‏طور بوده است. آنچه در زمان ما اتّفاق افتاد، از همه‏ى این‏ها بالاتر بود. یعنى در عصر تسلّط ظلم، کفر و الحاد بر سرتاسر عالم؛ در عصرى که عدالتْ خلاف قانون و ظلمْ قانون و مقرّراتِ بین‏المللى شده است، حق به حکومت رسید. اینکه شما مى‏بینید ابرقدرت‏ها زورگویى مى‏کنند و مى‏خواهند نظام جدیدى را بر دنیا حاکم کنند- که البته همان نظام قبلى هم نظام حاکمیّت ابرقدرت‏ها بود- این، همان سلطه‏ى ظلم است. براى هرآنچه در دنیا ظلم، حق‏کشى و تبعیض مى‏شود، اسمهاى قانونى مثل «حقوق بشر»، «دفاع از ارزشهاى انسانى» و از این قبیل مى‏گذارند. بدترین نوع سیطره‏ى ظلم این است که ظلم به اسم عدل و ناحق به اسم حق، بر دنیا مسلّط شود. در چنین زمانى، ناگهان به برکت عاشورا، حجاب ظلمت شکافته و خورشید حقیقت آشکار شد. حق، به قدرت و حکومت رسید. اسلام که همه‏ى دستها سعى مى‏کردند آن را منزوى کنند، در وسط عرصه، خودش را مطرح کرد و دنیا مجبور شد که حضور اسلامِ راستین و ناب را در شکل حکومت جمهورى اسلامى بپذیرد. شروع نهضت پانزده خرداد هم به برکت عاشورا بود. امسال بعد از گذشت سى و دو سه سال از حادثه‏ى پانزده خرداد، مثل آن سال اوّل، دوباره خرداد با محرّم هم‏زمان و مقارن شده است.

در پانزده خرداد که در سال چهل و دوى شمسى- هشتاد و سه‏ى قمرى- با دوازدهم محرّم مصادف بود، امام بزرگوار ما رضوان الله تعالى علیه در عرصه‏ى عاشورایى و با بهره‏بردارى به بهترین شکل ممکن از ماجراى عاشورا و محرّم، توانستند پیام حق و دادِ برآمده از دلِ خود را به گوش مردم برسانند و مردم را متحوّل کنند. اوّلین شهداى ما هم در ماجراى پانزده خرداد، در تهران، ورامین و بعضى جاهاى دیگر، همین سینه‏زنهاى حسینى بودند که آمدند و در معرض تهاجمِ دشمنِ عاشورا قرار گرفتند. در سال پنجاه و هفت هم مشاهده کردید ماجراى آن روز و ماهى را که در آن، خون بر شمشیر پیروز مى‏شود. این نام را امام بزرگوار از همه‏ى قضایاى محرّم، خلاصه‏گیرى، استحصال و مطرح کردند. همین‏طور هم شد. یعنى مردم ایران به پیروى از حسین بن على علیه‏السّلام، درس عاشورا را گرفتند و در نتیجه خون بر شمشیر پیروز شد. این موضوع در ماجراى امام حسین چیز عجیبى است.

خوب؛ حالا ما و شما، امانت‏دار و وارثِ این حقیقت تاریخى هستیم. امروز کسانى هستند که مى‏خواهند ماجراى عاشورا را به عنوان یک درس، خاطره و یک شرح واقعه، از زبان علما، روحانیون، مبلّغین، مبلّغات و امثال این‏ها بشنوند. ما در این زمینه چه خواهیم کرد؟ در اینجا به قضیه‏ى خیلى مهمِّ تبلیغ مى‏رسیم. اگر روزى این طلّاب جوان، فضلاى حوزه‏هاى علمیّه، مبلّغین، وعّاظ، مدّاحان و روضه‏خوانان، توانسته‏اند ماجراى عاشورا را مثل حربه‏اى علیه ظلمات متراکم حاکم بر فضاى زندگى همه‏ى بشر به کار گیرند و با این تیغ بُرنده‏ى الهى پرده ظلمات را بشکافند و خورشید حقیقت را به شکل حاکمیّت اسلام، واضح و آشکار کنند- این حقیقت در زمان ما اتّفاق افتاده است- چرا نباید متوقّع بود که در هر عصر و زمانى- هرچه هم که تبلیغات دشمن در آن دوره سخت، همه‏گیر و ظلمات «أشدّ تراکماً» باشد- مبلّغین، گویندگان و علماى دین، بتوانند علیه هر باطلى، شمشیر حق و ذو الفقار علوى و ولوى را در دست گیرند و از آن استفاده کنند؟!

چرا ما چنین چیزى را مستبعد بدانیم؟! درست است که امروز تبلیغات دشمن، همه‏ى فضاى ذهن بشریّت را فراگرفته است. در این، شکّى نیست. درست است که اموال کلانى براى تشویش چهره‏ى اسلام، بخصوص تشیّع، خرج مى‏شود. درست است که هرکس که منافع نامشروعى در زندگى ملتها و کشورها دارد، خود را موظّف به فعالیت علیه اسلام و حکومت اسلامى مى‏بیند. درست است که کفر، با همه‏ى تفرّق و تشتّتش، با استفاده از همه‏ى امکانات، در یک امر اتّفاق کرده و آن ضدّیت با اسلامِ ناب است و حتّى اسلام محرّف را هم به جنگِ اسلامِ ناب آورده و به میدان کشانیده است. این‏ها همه درست؛ اما آیا جناح حق و جبهه‏ى اسلامِ نابِ نمى‏تواند در مقابل این تبلیغات خصمانه و خباثت‏آلود، به برکت روح، پیام و حقیقت عاشورا و پیام محرّم، همان معجزه را یک‏بار دیگر تکرار کند؟! چرا نتواند؟! سختى دارد؛ اما ممکن است. همّت و فداکارى لازم دارد. راه باز است؛ بن‏بست نیست.

مسئولیت ما و شما این است. امروز دنیا تشنه‏ى حقیقت است. این حرفِ یک روحانى یا یک شخصِ متعصّبِ اسلامى نیست؛ بلکه حرف کسانى است که سالها با فرهنگ غربى ارتباط، رفت و آمد، مبادله و حتّى نسبت به آن، حسن نظر داشته‏اند. آن‏ها مى‏گویند که امروز دنیاى غرب در سطوح حسّاسش، تشنه‏ى اسلام است. «سطوح حسّاس» یعنى چه؟ فلان جماعت عامى و غافل، یا فرض بفرمایید جماعتهایى که منافعشان به شدّت مطرح است- مثل حکّام، دولتمردان، سرمایه‏داران، زراندوزان و زورگویان- بخشهاى کرخ و دیر احساسِ پیکره‏ى فرهنگ غرب و جوامعِ غربى‏اند. دانشمندان، متفکّرین، انسانهاى باوجدان، روشن‏فکران و جوانان بخشهاى حسّاس پیکره‏ى جوامع غربى هستند. این بخشهاى حسّاس، امروز تشنه‏ى مکتب و درسى از زندگى هستند که آن‏ها را از هزاران دشوارىِ واقعىِ زندگى نجات دهد. خیلى از این مشکلات زندگى، مشکلات واقعى نیست. مشکل واقعى، احساس ناامنىِ روحى، تنهایى، افسردگى، تزلزل و عدم اطمینان و سکینه‏ى روحى است. این‏ها مشکلات واقعى بشر است که در اوج ثروت و شهرت، یک نفر را به خودکشى وادار مى‏کند. جوان، پول‏دار و داراى امکانات تنعّم و بهره‏بردارى از زندگى است؛ امّا خودکشى مى‏کند. خوب؛ چرا؟ دردش چیست؟ کدام درد است که از بى‏پولى و نداشتن امکاناتِ تمتّعِ جسمانى و لذایذ جنسى هم سخت‏تر است؟ دردى که امروز گریبان جوامع مادّى دنیا و تمدّن غربى را گرفته است، عدم اطمینان، عدم آرامش، عدم نقطه اتّکاى روحى، عدم انس و تواصل بین انسانها، احساس غربت، و انکسار است.

بخشهاى حساس جوامعى که این دردها را بیشتر احساس مى‏کنند، چشم انتظارند که دست نجاتى بیاید و آن‏ها را از این حالت نجات دهد. در آنجاهایى که آگاهى هست، چشمها به اسلام دوخته شده است. البته عدّه‏اى از آن‏ها آگاهى ندارند و اسلام را نمى‏شناسند؛ اما زمینه‏ى گرایش به اسلام را دارند. کسانى که اسلام را مى‏شناسند، مشخّصاً روى اسلام تکیه مى‏کنند. یکى از اندیشمندان ایرانى خودِ ما گفته بود- بنده شنیدم آن شخص به رحمت خدا رفته است- که «امروز غرب در جستجوى چهره‏هایى مثل شیخ انصارى و ملّا صدراست.» زندگى، معنویّات و ارزشهاى آن‏ها، امروز چهره‏هاى غربى و متفکّرین غربى را جذب مى‏کند. منبع زخّار این حقایق و ارزشها، معارف اسلامى، و در قلّه و اوج این معارف، معرفت عاشورایى است. قدر این‏ها را باید دانست. ما حالا مى‏خواهیم این معارف را در مقابل چشم مردم دنیا قرار دهیم. من اینجا، با تشکّر از همه‏ى افراد و آحادى که در سال گذشته درخواست ما را اجابت کردند و یک حرکت تحریف‏آمیز را از صفحه‏ى عزادارى عاشورا حذف نمودند، باز مى‏خواهم بر روى همین قضیه تکیه کنم. عزیزان من؛ مؤمنین به حسین بن على علیه‏السّلام! امروز حسین بن على مى‏تواند دنیا را نجات دهد؛ به شرط آنکه با تحریف، چهره‏ى او را مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم و کارهاى تحریف‏آمیز و غلط، چشمها و دلها را از چهره‏ى مبارک و منوّر سیّد الشهدا علیه الصّلاة و السّلام، منحرف کند. با تحریف مقابله کنید.

بنده مى‏خواهم به طور خلاصه، دو مطلب را عرض کنم: یکى اینکه، عاشورا و ماجراى حسین بن على باید در منبر، به شکل سنّتى روضه‏خوانى شود؛ امّا نه براى سنّت‏گرایى، بلکه از طریق واقعه‏خوانى. یعنى اینکه، شب عاشورا این‏طور شد، روز عاشورا این‏طور شد، صبح عاشورا این‏طور شد. شما ببینید یک حادثه‏ى بزرگ، به مرور از بین مى‏رود؛ امّا حادثه‏ى عاشورا، به برکت همین خواندن‏ها، با جزئیّاتش باقى مانده است. فلان‏کس این‏طورى آمد با امام حسین وداع کرد؛ این‏طورى رفت به میدان، این‏طورى جنگید؛ این‏طورى شهید شد و این کلمات را بر زبان جارى کرد.

واقعه خوانى، تا حدّ ممکن، باید متقن باشد. مثلًا در حدود «لهوفِ» ابن طاووس و «ارشادِ» مفید و امثال این‏ها- نه چیزهاى من‏درآوردى- واقعه‏خوانى و روضه‏خوانى شود. در خلال روضه‏خوانى، سخنرانى، مدّاحى، شعرهاى مصیبت، خواندن نوحه‏ى سینه‏زنى و در خلال سخنرانیهاى آموزنده، ماجرا و هدف امام حسین علیه الصّلاة و السّلام. یعنى همان هدفى که در کلمات خود آن بزرگوار هست که: «و انى لم أخرج اشراً و لا بطرا و لا ظالماً و لا مفسداً، و انّما خرجت لطلب الاصلاح فی أمّة جدّى» (34)، بیان شود. این، یک سرفصل است. عباراتى از قبیل «ایها النّاس، انّ رسول اللّه، صلّى الله علیه و آله و سلّم، قال: من رأى سلطاناً جائراً، مستحلًّا لحرم الله، ناکثاً لعهد الله ...، فلم یغیّر علیه بفعل و لا قول، کان حقاً على الله ان یدخله مدخله» (35) و «من کان باذلًا فینا مهجته و موطّناً على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا» (36)، هرکدامْ یک درس و سرفصلند.

بحثِ لقاء للّه و ملاقات با خداست. هدف آفرینش بشر و هدفِ «انّک کادحٌ الى ربّک کدحاً» (37)- همه‏ى این تلاشها و زحمتها- همین است که «فملاقیه»: ملاقات کند. اگر کسى موطّن در لقاء للّه است و بر لقاء للّه توطین نفس کرده است، «فلیرحل معنا»: باید با حسین راه بیفتد. نمى‏شود توى خانه نشست. نمى‏شود به دنیا و تمتّعات دنیا چسبید و از راه حسین غافل شد. باید راه بیفتیم. این راه افتادن از درون و از نفس ما، با تهذیب نفس شروع مى‏شود و به سطح جامعه و جهان مى‏کشد.

این‏ها باید بیان شود. این‏ها هدفهاى امام حسین است. این‏ها خلاصه‏گیرى‏ها و جمع‏بندى‏هاى نهضت حسینى است. جمع‏بندى نهضت حسینى علیه‏السّلام این است که یک روز امام حسین علیه‏السّلام در حالى که همه‏ى دنیا در زیر سیطره‏ى ظلمات ظلم و جور پوشیده و محکوم بود و هیچ‏کس جرأت نداشت حقیقت را بیان کند- فضا، زمین و زمان سیاه و ظلمانى بود- قیام کرد. شما نگاه کنید، ببینید: «ابن عبّاس» با امام حسین نیامد. «عبد الله بن جعفر» با امام حسین نیامد.

عزیزان من! معناى این، چیست؟ این نشان نمى‏دهد که دنیا در چه وضعى بود؟ در چنین وضعیتى، امام حسین تک‏وتنها بود. البته چند ده نفرى دور و بر آن حضرت ماندند؛ اما اگر نمى‏ماندند هم، آن حضرت مى‏ایستاد. مگر غیر از این است؟! فرض کنیم شب عاشورا، وقتى حضرت فرمود که «من بیعتم را برداشتم؛ بروید.» همه مى‏رفتند. ابو الفضل و على اکبر هم مى‏رفتند و حضرت تنها مى‏ماند. روز عاشورا چه مى‏شد؟ حضرت برمى‏گشت، یا مى‏ایستاد و مى‏جنگید؟ در زمان ما، یک نفر پیدا شد که گفت «اگر من تنها بمانم و همه‏ى دنیا در مقابل من باشند، از را هم برنمى‏گردم.» آن شخص، امام ما بود که عمل کرد و راست گفت. «صدقوا ما عاهدوا الله علیه.» (38) لقلقه‏ى زبان را که- خوب همه داریم. دیدید، یک انسان حسینى و عاشورایى چه کرد؟ خوب؛ اگر همه‏ى ما عاشورایى باشیم، حرکت دنیا به سمت صلاح، سریع، و زمینه‏ى ظهور ولى مطلقِ حق، فراهم خواهد شد. باید این مفاد براى مردم بیان شود. فراموش نکنید که هدف امام حسین بیان شود. حالا ممکن است انسان یک حدیث اخلاقى‏اى هم- به فرض- بخواند، یا سیاست کشور یا دنیا را تشریح کند. این‏ها لازم است؛ امّا در خلال سخن، حتماً طورى صحبت شود که تصریحاً، تلویحاً، مستقلًّا و ضمناً، ماجراى عاشورا تبیین شود و مکتوم و مخفى نماند. این، مطلب اوّل بود.

مطلب دوم اینکه، از این فرصت استفاده شود و همان‏طور که خودِ حسین بن على علیه‏السّلام به برکت جهادش، اسلام را زنده کرد (اسلام، در حقیقت زنده شده و آزادشده‏ى خون و قیام حسین بن على است) امروز هم شما به انگیزه‏ى یاد، نام و منبر آن بزرگوار، حقایق اسلامى را بیان کنید؛ قرآن و حدیث را معرفى کنید؛ نهج البلاغه را براى مردم بخوانید؛ حقایق اسلامى، از جمله همین حقیقت مبارکى را که امروز در حکومت حق، یعنى نظام علوى، ولوى و نبوى جمهورى اسلامى، تجسّد پیدا کرده است براى مردم بیان کنید. این، جزو بالاترین معارف اسلامى است. خیال نکنند که مى‏شود اسلام را تبیین کرد و از حاکمیت اسلام- که امروز در این مرزوبوم متجسّد شده است- غافل ماند و آن را مغفولٌ عنه گذاشت. این، توصیه‏ى ما به شما عزیزان است.

بحمد اللّه همه‏ى برکات در وجود آقایان محترم، بزرگان؛ بخصوص طلّاب جوان، پرشور، مؤمن و فاضل، وجود دارد. در روز اوّل هم که همین طبقه، این نهضت را گسترش دادند، و با استفاده از آن حدیث شریف، اصحابشان را به نحل تشبیه کردند، این آیه در مقابل چشم انسان مجسم مى‏شد که «و اوحى ربّک الى النّحل ان اتّخذى من الجبال بیوتاً و من الشجر و مما یعرشون. ثمّ کلى من کلّ الثمرات فاسلکى سبل ربّک.» (39) حقایق را مى‏مکیدند و عسل ناب را به تشنگان حقیقت مى‏دادند، که «فیه شفاء للنّاس» (40). امروز هم همین است. امروز هم طلّاب، فضلا و مبلّغین جوان، با بهره‏گیرى از تجربه‏هاى اساتید و بزرگان این فنون، کوله‏بار خودشان را محکم کنند و به امید خدا، براى خدا، در راه خدا و با قصد قربت، بروند و این حقایق را در همه جاى کشور، در اقطار این کشور، در اقطار عالم، با زبان مناسب بیان کنند.

إن شاء اللّه الطاف حضرت بقیة اللّه الاعظم أرواحنا فداه، شامل حال شما باشد. إن شاء اللّه از این محرّم که هم‏زمان با سالگرد ارتحال امام و عروج آن بزرگوار به ملکوت است، بتوانیم حدّ اکثر استفاده و بهره را ببریم. إن شاء اللّه همه مشمول ادعیه زاکیه‏ى ولىّ‏عصر أرواحنا فداه باشید.

و السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته‏

 

................

 

علامه جعفری(رحمه الله علیه):

اصلا جا دارد رشته ای برای بحث حسین وحسین شناسی دایر شود که خدا می داند چقدر به این بشریت خدمت می شود.( امام حسین  (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت،ص501)

آرزوی قلبی ام از زمان طلبگی ،نوشتن کتابی درباره شخصیت امام حسین  (علیه السلام) بود وحاضر بودم تمام زندگی ام را بدهم تا مردی چون ویکتور هوگو درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب بنویسد.( همان،ص5)

آن متفکر در علوم انسانی و یا فیلسوفی که نمی داند باید انسانی را بشناسد وبشناساند که در حد کمال اعلا شخصیتی به نام حسین  (علیه السلام) دارد و در قعر پستی ها فردی به نام یزید می شود ،نباید در مورد ماهیت یا مختصات بشری اظهار نظر نماید.( امام حسین  (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت)

 هر دقیقه و هر لحظه این حادثه برنامه دارد و برنامه می دهد.(همان،ص589)